ورود با شعارهاي حداقلي اشتباه است‏ /انتخابات ریاست جمهوری در گفتگو با بهرام اسماعیل بیگی مسوول شعبه اصفهان سازمان دانش آموختگان
سه‌شنبه، 20 اسفند 1387

 

با بهرام اسماعيل بيگي، عضو هيات داوري سازمان دانش آموختگان ايران و مسوول شعبه اصفهان اين سازمان در مورد ‏انتخابات گفت و گو کرده ايم. اين سازمان که عبدالله نوري را بهترين گزينه براي انتخابات دهم مي دانست، امروز با کم رنگ ‏شدن احتمال حضور وي، چه خط مشي اي را بر مي گزيند؟‎ ‎آقاي اسماعيل بيگي مي گويد: "سازمان دانش آموختگان به ‏هيچوجه فرد محور نيست، حتي كانديداتوري آقاي نوري م در راستاي مطالبات و اهداف از پيش تعيين شده بوده و هست. لذا ‏همان طور که پيشتر عنوان شده در صورت عدم حضور عبدالله نوري با ساير كانديداها وارد گفتگو خواهيم شد. "‏
اين مصاحبه در پي مي آيد. ‏


‎‎در ماههاي گذشته سازمان دانش آموختگان ايران (ادوار تحكيم وحدت) پيگير كانديداتوري عبدالله نوري و مطالبات ‏اصلاحي از طريق وي بوده است. اينک با توجه به منتفي شدن بحث كانديداتوري آقاي نوري موضع سازمان ادوار در قبال ‏انتخابات سال آينده به چه صورت خواهد بود؟‎ ‎

ابتدا لازم است ذكر كنم كه بحث كانديداتوري آقاي نوري نه از طرف خود ايشان و نه از طرف سازمان دانش آموختگان، به ‏عنوان اصلي ترين گروه حامي وي منتفي اعلام نشده است. در واقع چون نظر شخص آقاي نوري و ديدگاه سازمان بر اين بود ‏كه بين اصلاح طلبان و تحول خواهان گفتگوهايي صورت گيرد و نهايتا به اجماع بر سريك كانديدا برسند، طبيعتا با اعلام ‏كانديداتوري آقاي خاتمي بحث كانديداتوري عبدالله نوري كم رنگ شد. البته مي توان برداشتي مانند برداشت شما هم داشت، كما ‏اينكه خود من هم معتقدم متاسفانه شاهد حضور عبدالله نوري نخواهيم بود ولي به هر حال فعلا بطور رسمي خبري اعلام نشده ‏است. ‏


‎‎در صورت اعلام رسمي اين مسئله، موضع سازمان شما چه خواهد بود؟‏‎ ‎

چيزي كه در اين ميان قابل توجه و تامل است، كنش سازمان نسبت به انتخابات سال آينده است. سازمان در برابر انتخابات سال ‏آينده رياست جمهوري بطور خاص و پيشبرد اهداف اصلاحي و تحول خواهانه و روند ايجاد جامعه مدني بطور عام، بر ‏خلاف ديگر دوستان جبهه اصلاحات نگاهي كاملا واقع بينانه و برنامه محور دارد؛ يعني به هيچ عنوان جهت اجرايي كردن ‏مباحث اصلاحي و نهادينه كردن آن در جامعه، فرد محور نيست. من به شخصه اين انتقاد را به اصلاح طلبان دارم كه در ‏ارتباط با انتخابات و پروژه اصلاحات فرد محور شده اند. بحث آقاي خاتمي نيست، بحث روي نقاط ضعف اصلاح طلبان است ‏كه گويا تمايلي هم به اصلاح آن ندارند. آنها بعد از ماهها تلاش و تحرك در عرصه سياسي جامعه، كانديداتوري آقاي خاتمي را ‏به محبوبيت ايشان در جامعه تقليل داده اند و هيچ حرفي از برنامه ها و اهداف گفته نمي شود. موضوعات كلي همچون آزادي، ‏دموكراسي و جامعه مدني هم خيلي كليشه اي شده و بهتر است به نحوه اجراي اين مباحث اشاره شود. باكلي گويي نه دردي ‏درمان مي شود و نه اكثريت خاموشي كه اصلاح طلبان به حضورشان دل بسته اند را تحريك مي كند. اما سازمان دانش ‏آموختگان به هيچوجه فرد محور نيست وحتي كانديداتوري آقاي نوري هم در راستاي مطالبات و اهداف از پيش تعيين شده بوده ‏و هست. كما اينكه از سوي دبير كل سازمان نيز عنوان شد كه در صورت عدم حضور عبدالله نوري با ساير كانديداها وارد ‏گفتگو خواهيم شد. هر شخصي توان پاسخگويي و قبول اين مطالبات را داشته باشد، حال در درجه اول آقاي نوري و در غير ‏اين صورت كانديدايي ديگر، به شرطي كه روي مباحث مطرح شده پافشاري و ايستادگي داشته باشد، از نظر ما فرقي نمي کند. ‏


‎‎امکان دارد از هيچکدام از کانديداها حمايت نکنيد؟‎ ‎

همانطور که خدمتتان عرض کردم سازمان نگاهش به برنامه ها و راهکارهاي برون رفت از شرايط موجود است و در اين نوع ‏نگاه، فرد را ملاک قرار نمي دهد. به نظر من حتي اين ادبيات هم اشکال دارد، يعني ما بهتر است بجاي اينکه بگوئيم از کي ‏حمايت مي کنيم يا حمايت نمي کنيم، بگوئيم از چه برنامه هايي حمايت مي کنيم و تلاشمان جهت رسيدن به کدام اهداف است. ‏سازمان دانش آموختگان از فعالترين احزاب و گروهها در موضوع انتخابات سال آينده بوده و شايد بتوان گفت از اولين ‏گروههايي بود که بحث انتخابات را به فضاي رسانه اي کشاند و اين هيچ معنايي نمي دهد جز شرکت فعال در انتخابات. در ‏برابر کساني که شرکت در انتخابات را فقط حضور پاي صندوق هاي راي مي دانند، اتفاقا همان هايي هستند که هيچ اعتقادي به ‏حق و حقوق مردم و هيچگونه التزامي در جهت خواسته ها و مطالبات آنها ندارند. در واقع فقط به بسيج مردمي جهت رسيدن ‏به کرسي قدرت فکر مي کنند، و برايشان فرقي ندارد از چه گروه يا جناحي باشد. ‏


‎‎آيا شما معتقديد عملكرد اصلاح طلبان فرد محور بود يا فقط بدليل عدم استقبال از كانديداتوري عبدالله نوري و طرح ‏سازمان متبوع شما چنين برداشتي داريد؟‎ ‎

قبلاعرض كردم دوستان اصلاح طلب دليل كانديداتوري آقاي خاتمي را به محبوبيت ايشان در جامه تقليل دادند. احترام و بزرگي ‏و مقبوليت آقاي خاتمي نه بر كسي پوشيده است و نه حتي مخالفان ايشان (البته از طيف منطقي و عقلانيشان) ادعايي خلاف اين ‏دارند ولي اينها هيچكدام دليل اين امر نيست. آيا نبايد برنامه هاي شفاف منسجم در راستاي اهداف اصلاحي عنوان شود؟ جايگاه ‏مطالبات مردم در دستور كار آينده آنها مشخص شودتا اين برنامه ها و استراتژي ها مورد قبول مردم واقع شود؟ حال اگر ‏رهبري و هدايت اين برنامه ها با شخصي همچون سيد محمد خاتمي بود چه بهتر. ‏
‏ ‏

‎‎در چه صورتي امكان دارد سازمان ادوار از كانديداتوري سيد محمد خاتمي دفاع كند؟‏‎ ‎

در درجه اول عدم حضور عبدالله نوري در اين عرصه؛ چرا كه باور سازمان اين است كه ايشان هم توانايي بالاي مديريتي در ‏عرصه رياست جمهوري دارند و هم حضور ايشان مي تواند شور و نشاطي در جامعه و در ميان اكثريت ساكت و منزوي ايجاد ‏كند. اما در صورت تحقق نيافتن اين امر، اگر آقاي خاتمي بتواند با شعارهاي نو و مطالبات حداكثري و همچنين مشخص نمودن ‏راهكارها و برنامه هاي راهبردي وارد عرصه شود سازمان مي تواند از آن برنامه ها و اهداف حمايت كند. به عبارت ‏ديگرآقاي خاتمي و دوستان اصلاح طلب بايد در تبيين برنامه ها و اهدافشان، به نيروي خاموش و پنهان در بين نهادهاي ‏اجتماعي و خارج از تعاريف توجه داشته باشند؛ بدون وجود چنين نگاهي يعني همان چيزي كه الان شاهد ان هستيم مطمئنا ‏برنامه هاي اصلاح طلبي و اهداف آينده اين پروسه انطباقي با واقعيتهاي جامعه نخواهد داشت. دقت كنيم كه در سال 76 جنبشي ‏شكل گرفت كه بعدها اسير ناسپاسي و بي مهري دولتمردان اصلاحات شد، اما حالا حتي آن جنبش هم بعيد است اتفاق بيفتد. ‏اينگونه رفتار كردن در بازار انتخابات آينده بيشتر نشان از تشنگي قدرت دارد تا دلسوزي براي مردم و خدمات به اصلاحات در ‏جهت آينده كشور!‏


‎‎پس شما معتقديد كه با وجود برنامه هاي روشن مي توان در انتخابات آينده پيروز شد؟‎ ‎‏ ‏

قبلا عرض كردم كه نگاه من به پيروزي چيز ديگري ست، من پيروزي را نه در يك مقطع خاص بلكه حاصل يك دوره زماني ‏مي بينم و بر اساس نتيجه پاياني ارزيابي مي كنم. وقتي حاصل8 سال اصلاحات، دولت فعلي مي شود و در نتخابات 84 دل به ‏مصطفي معين مي بنديم اين يعني شكست!‏‎ ‎از سوي ديگر در مورد پيروزي در مقوله انتخابات، جند مورد حائز اهميت است: ‏اول برنامه هاي روشن و منطبق با نيازهاي جامعه. دومين مسئله بر مي گردد به رقيب اصولگراي آقاي خاتمي؛اينكه چه ‏شخصيتي با چه برنامه هايي وارد كارزار شود مي تواند عامل تعيين كننده اي باشد. و سومين مسئله كه بر اساس عرايض قبلي ‏ام آنرا جهت پيروزي (پيروزي در يك دوره زماني) مهمتر مي دانم بسيج مردمي ست. در واقع ايجاد جنبش اجتماعي در بين ‏مردم با گزينه اول كه مطرح كردم مي تواند فرايندي را جهت موفقيت در مسير اصلاحات هموار سازد. ‏


‎‎اينطور كه از صحبت هاي شما پيداست هنوز بر بحث جنبش اجتماعي، يعني همان چيزي كه در كانديداتوري آقاي ‏نوري دنبال مي كرديد اصرار داريد؟‎ ‎

دقيقا. چون مشكل اصلي دولت اصلاحات مي تواند همين جا باشد. من از دو جنبه اين مسئله را باز مي كنم. مردم نشان داده اند ‏كه مي توانند حماسه اي همچون دوم خرداد رابسازند و همچنين نشان داده اند كه مايلند بعد بروند در خانه هايشان بنشينند و ‏منتظر معجزه اي در تمامي سطوح باشند و اين مسبوق به سابقه است. يعني باور بر اين است كه رسالتشان پاي صندوقهاي راي ‏تمام مي شود. در صورتي كه اينطور نيست بايد در يك جنبش اجتماعي و ضمن بستر سازي و آگاهي مردم را، نه در بازي ‏انتخابات كه در طول حيات دولت نيز دخالت داد. از سوي ديگر بايد در اين مشاركت و همكاري شفاف با آنها صحبت كرد كه ‏البته تحقق نيافتن اين امر بيشتر بيشتر بعلت نبود شرط دوم بوده است. ‏


‎‎خيلي از دوستان اصلاح طلب از پيروزي بطور قطع صحبت مي كنند؟‎ ‎نظر شما در اين مورد چيست؟‎ ‎

ببينيد‎ ‎اقاي خاتمي بايد در قدم اول خيلي روشن برنامه هايش را براي مردم بگويد و از كلي گويي پرهيز كند. الان با اين حجم ‏گسترده برخورد با فعالين دانشجويي، زنان و حقوق بشر هيچگونه موضع گيري شفافي از ايشان ديده نشده. انشاالله سوء برداشت ‏من باشد ولي بنظر مي رسد آقاي خاتمي دل حاكميت را بدست مي آورد و حاميانش دل مردم را!‏‎ ‎آقا خاتمي بعد از اعلام ‏كانديداتوري گفت حالا كه آمده ايم محكم مي ايستيم و قصدمان تغيير وضعيت است. خوب اين خيلي عالي ولي اهداف به اين ‏بزرگي بايد خرد شود، مشخص شود، بايد اين محكم ايستادن و تغيير وضعيت تعريف شود. شايد تعريف آنها ازاين تعابير با ‏سطح نگرش و خواسته هاي مردم فاصله داشته باشد، اشكال در اين فاصله ها و ابهام هاست. ‏


‎‎در صورت پيروزي اصلاح طلبان براي تشکيل دولت آينده، آنها را تا چه ميزان موفق مي دانيد؟‏‎ ‎

در مورد موفقيت و عدم موفقيت دولت آتي اصلاحات مسائل مختلفي مطرح است. در نگاه اول قطعا اصلاح طلبان با توجه به ‏تجربياتي كه در دوره 8 ساله گذشته بدست آورده اند، پخته تر و منسجم ترعمل خواهند كرد كه البته اين امر منوط به ارزيابي و ‏كالبد شكافي اصلاحات در دوره گذشته دارد؛ چيزي كه تا بحال متاسفانه بطور شفاف و علني در بين دوستان مشاهده نشده است. ‏در نگاه دوم ميزان پذيرش برنامه هاي آنان در خواست و مطالبات جامعه و ميزان مشاركت دادن مردم در دولت برميگردد كه ‏كما بيش بحث شد و در نهايت يك مسئله. در دوران قبل يكي از علل توقف و يا ركورد جريان اصلاحي، كار شكني ها و ‏اخلالهاي مخالفان عنوان شد كه يكي از نقطه ضعف هاي آقاي خاتمي همين عدم ايستادگي‎ ‎‏(با توجه به جايگاه و اختيارات قانوني ‏و همچنين پرچمداري اصلاحات با 20 ميليون راي ) در برابر اين فشارها و مشكلات بود. حالا سوالي كه مطرح مي شود اين ‏است كه آيا در آينده ميزان اين مخالفت ها و كارشكني ها چقدر خواهد بود؟آيا هيچگونه مشكلي وجود نخواهد داشت؟ قطعا اگر ‏افزايش نيلبد كاهش نيز نخواهد داشت، در اين صورت عكس العمل وموضع گيري اصلاح طلبان و دولت اصلاحات چه خواهد ‏بود؟


‎‎پروژه اصلاحي از طريق موسوي قابل اجراست؟‎ ‎

توجه كنيد بحث اصلاحات و اصلاح طلبي در ايران از حالت معمول خود خارج شده، قبلا" هم گفته بودم دايره اصلاح طلبي ‏بيش از پيش بزرگ شده، به نحوي كه هر كسي خود را در اين دايره تعريف مي كند. نه مير حسين موسوي كه آقاي قاليباف هم ‏ادعاي اصلاح طلبي دارد. اما كدام اصلاحات؟ تعريفي از اصلاحات و اصلاح طلبي بطور خاص مشخص نيست، تعبير سازمان ‏دانش آموختگان در اين ميان بيشتر ويژگي يك نگرش و طرز تفكر را مشخص مي كند که آنهم تحول خواهي ست. در همين ‏جهت سازمان بيشتر بحث اصلاح طلب تحول خواه را در ادبيات سياسي روز وارد مي كند. 8 سال اصلاحات با تمام محاسن و ‏معايبش و نقص هاي كم و بيشي كه داشت در فرهنگ سياسي ايران تحولاتي ايجاد كرد، مطالبات مردم را افزايش داد، سطح ‏خواسته ها و انتظارات آنها بالاتر رفت، و اتفاقا يكي از اشتباهات اصلاح طلبان همين جاست! فكر مي كنند چون در دوره گذشته ‏با شعارهاي حداكثري وارد عرصه شدند به همين دليل امروز بايد با حداقل حركت كنند در صورتي كه مردم به عقب برنگشته ‏اند. آگاهي سياسي مردم، مطالبات اقتصادي آنها، نيازهاي فرهنگيشان كاسته نشده و فروكش نكرده. شايد در چند سال گذشته ‏بعلت فشارهاي اقتصادي و معيشتي سخت دولت فعلي، نوعي سكوت و گمگشتگي ايجاد شده باشداما قطعا اين مردم و جامعه ‏در حال شكل گيري ما به عقب برنگشته. حال در ارتباط با ميرحسين موسوي، ايشان به نظرمن جايگاهي در نيازهاي ‏اصلاحي جامعه و حكومت ايران ندارد. بسنده كردن به دوران مديريت ايشان در سالهاي جنگ هيچ ملاك مشخصي جهت ‏پيشبرد اصلاحات در آينده توسط ايشان نيست. آقاي ابطحي يك ماه پيش در وبلاگ خود مطلبي نوشته بودند و ضمن توصيف ‏مير حسين به هندوانه سربسته در مورد تشكيل دولت توسط ايشان با ترديد برخورد كرده بودند؛ در صورتي كه فكر مي كنم ‏اصلا جاي تردبد نيست و ايشان هندوانه سربسته كه نه، قطعا سفيد خواهند بود!‏


‎‎با توجه به اينكه چند ماه از اعلام كانديداتوري آقاي كروبي مي گذرد ولي در اين ميان هيچگاه بحث آقاي نوري ‏منتفي نشد. چرا بعد از اعلام رسمي سيد محمد خاتمي اين مسئله بصورت هاي گوناگون مطرح و يا كم رنگ شد؟‎ ‎

خوب اين موضوع بر ميگردد به ديدگاه سازمان. در واقع سازمان دانش آموختگان از لحاظ فكري و ديدگاهي احساس نزديكي ‏بيشتري با اصلاح طلبان حامي سيد محمد خاتمي دارد تا آقاي كروبي و حاميان ايشان. بطور كلي نحوه كنش سازمان نسبت به ‏مسائل سياسي و اجرايي كشور بيشتر ي تواند با طيف آقاي خاتمي هم راستا مي باشد.

منبع:روز

بالا^^